ولی محبت خیانت میاره ! . . . .چقدر پابند بودن سخت است، وقتی خیانت درب تمام خانه های شهر را میکوبد … . . . می دانی ؟! دلم یک آمدن می خواهد ، بی هیچ رفتنی و یک همدم که خیانت نداند ! . . . وقتی که به جای بمان ، می گویی هر طور راحتی ، بوی خیانت می دهی ! . . . هر دومون خیانت کردیم: من شب ها با گریه می خوابیدم و تو… با غریبه! . . . پچ پچ دوستت دارم های تو در گوش او به گوشم میرسد ! بازیچــه ام یا باز بچــه فرضم کرده ای ؟! . . . شک کرده بـودم کسی بین ماست ! حالا یقین دارم “مـ…ــن” بین دو نفر بودم ! چقدر تفاوت وجود داشت بین واقعیت و طرز فکر من!